محمد تقي جعفري

270

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

فريفتن خود و مسخرهء ديگران مناسب است . جاى شگفتى است كه بوجود آمدن قتل نفس عمدى كه يكى از كارهاى آگاهانه و آزادانه است كه گاهى پس از تفكَّرات و تخيّلات و اراده و تصميمهاى طولانى انجام مىگيرد ، آيا با اين فرض فلسفه بافى ما اقتضاء مىكند كه با كلمهء جبر و اضطرار و بازتاب و رفلكس و ناگهان و حتميّت و مانند اينها بازى كرده و بگوئيم : هيچگونه كار آگاهانه و آزادانه و زشت و وقيح صورت نگرفته است ، بلكه يك بيمار به مقتضاى بيمارى خود سرفه اى فرموده است اگر قاتل از آغاز جريان مغزى و روانى خود در بارهء قتل نفس ، يك لحظهء ناچيز از اختيار برخوردار بوده باشد ، به همان اندازه مسئول ، و وقاحت و كيفر مناسب دامنگير وى مىباشد ، اينست جنبهء علمى و فلسفى و اخلاقى و دينى قضيّهء قتل نفس . حال اگر تمدّن امروزى دستور مىفرمايد كه منطقهء جانهاى آدميان براى بيماران آزاد است كه وارد شوند و انسانها را نابود كنند و اين بر عهدهء تمدّن است كه آن بيماران را در عاليترين محيطها از نظر آب و هوا و با بهترين غذاها و غير ذلك نوازش بدهد تا بعد از اين ، بدانند كه از اوّلين لحظات تفكَّر در بارهء از پاى در آوردن يك انسان ، قانون جبر آنان را احاطه نموده است ، لذا قانون جبرى اقتضا مىكند كه با تفكَّرات و ديگر فعّاليّتهاى مغزى و عضلانى كه بالاجبار بجريان افتاده‌اند ، به مبارزه بر نخيزند و بگذارند قانون كار خود را انجام بدهد آرى ، تمدّنى كه : 1 - اختيار را از انسانها حذف مىكند و مىگويد : بر تمامى فعّاليّتهاى مغزى و روانى و عضلانى انسانها ، جبر حاكميّت دارد . 2 - من جز قوّه چيزى و جز قوىّ كسى را برسميّت نمىشناسم 3 - . . . وجدان و احكام آن ، ساختهء اجتماع است 4 - . . . هيچ نظاره و توجيهى از ما فوق براى انسان وجود ندارد 5 - . . . وصول به هدف هر چه باشد ، وسيله را هر چه باشد توجيه مىكند